حتی زمین هم تشنه بود بر خاک جای دشنه بود
***********************************************************
در مجلس شامات نشین فریاد عدلش راببین
در دشت تاریک و سیاه
در آن میان دود و آه
زینب چه تنها و غیور
بر مرگ خویشانش صبور
بیوه زنان را یار بود
همرا ه هر بیمار بود
بر زخم ها مرهم گذاشت
زینب دگر پسر نداشت
در غربت تنهای دشت
زینب به دنبال که گشت؟
هر سوی میدان میدوید
خونین تنان را او چه دید؟
آه از نهادش چون گذشت؟
فریاد غم را چون کشید؟
................................................................................................



خدایا
کمکم کن در مقابل سختی ها پایدار باشم و به هیچ وجه ایمانم را از دست ندهم
خدایا تو قدوسی شکرت می گویم
در مقابل طوفان سختی ها و جفاها و ناراحتی ها صلیب تو پناه من است.
پدر مهربانم چقدر دوست می داشتم دو بال به من می دادی تا به سوی تو پر کشم
تا از بار گناه رخت بر بندم
چون دلتنگت هستم
خدایا تو بهتر از هر که می دانی دلتنگت هستم.
مشتاق دیدارت هستم
تو قلبم را با پاکی وجودت نورانی ساختی
و شمع شبهای در انتظار بودنم را تو روشن نگه داشتی
نمی گذارم هیچ چیز و هیچ قدرتی جز تو قلبم را پر کند
آمین

